اولین قدم های بهاری در برف
دخترم... گل همیشه بهارم پانزده آذر خونه بابا جون بودیم و به پیشنهاد عمه زهرا و عمو مصطفی رفتیم ارتفاعات شمال تهران. اولین باری بود که تو با چشمای قشنگت برف رو دیدی و کلی روش قدم زدی و همش میخواستی یه مشت ازشو برداری، بذاری دهنت دخترم... گل همیشه بهارم پانزده آذر خونه بابا جون بودیم و به پیشنهاد عمه زهرا و عمو مصطفی رفتیم ارتفاعات شمال تهران. اولین باری بود که تو با چشمای قشنگت برف رو دیدی و کلی روش قدم زدی و همش میخواستی یه مشت ازشو برداری، بذاری دهنت اصلا دوست نداشتی کسی دستتو بگیره ..میخواستی خودت راه بری اما مامان خو میافتی نفسم... رو دوش باباجو...
نویسنده :
زهره
23:22












