شیطونی های جوجوم
عشقم
دختر قشنگ نازنینم
امروز جلسه ِی پنجمی بود که رفتیم مهد .از 27 مهر داریم میریم باهم. اما قربونت برم که یه لحظه نمیشینی وهمش داری شیطونی میکنی. به جای تو من دارم میرم مهد، کاردستی درست میکنم و کلی چیزای جالب یاد میگیرم!!!!


دختر گلم قربونت بشم اصلا تو مهد نمیشینی فقط داری راه میری و کنجکاوی میکنی ....برعکس همکلاسیهات که با وقار و سنگین میشینن و به مهدیس جون گوش میدن....تو یه دقیقه هم بند نمیشی یه جا.....ماشاالله به جونت نفس

این پسرا رو ببین ....چه آروم و مودب...دخترم دخترای قدیم
عشقم

عشقم
دختر قشنگ نازنینم
امروز جلسه ِی پنجمی بود که رفتیم مهد .از 27 مهر داریم میریم باهم. اما قربونت برم که یه لحظه نمیشینی وهمش داری شیطونی میکنی. به جای تو من دارم میرم مهد، کاردستی درست میکنم و کلی چیزای جالب یاد میگیرم!!!!
همه ی همکلاسیات پسرن: نادر تپلی ،طاهای نازنازی،میکائیل و رادین
این گل پسرا میشینن سر میز ، آروم و باوقار اما شما هزار هزار ماشااله یه لحظه نمیشینی و همش دوس داری با توپ و بادکنک و مکعبا ، بازی کنی یا اینکه درحال بالا رفتن از سرسره هستی!!
همه چیزو هم توی دهنت میکنی ، اخه چرا نفسسسسس!!!
مدام در حال رفت و آمدی و گاهی پسرا رو هم دنبال خودت میکشونی.
واااای توی استخر توپ میری وایمیستی بالای سرسره و خودتو میندازی توی توپاااا!!! آخه دخترم خطر داره،چند بار با سر رفتی توی توپا و پاهات فقط بیرون بود(البته به صورت عمودی)
تا اومدم نجاتت بدم!! خودت دست و پا زدی اومدی بالا و نه تنها میخندیدی که دوباره هم اینکارو کردی.
قربونت بشم الهی مامانم، از خدا میخوام همیشه سالم و شاد باشی و خداوند مهربون محافظت باشه.
از دو هفته پیش وقتی میشینم کنارتو بهت میگم بهار جونم بیا حلقه هارو بزاریم(حلقه های هوش) میزاری توی پایه در حالیکه تا اونوقت من حلقه هارو میذاشتم و تو فقط درمیاوردیشون
امروز اومدم بالا سرت توی اتاقت دیدم خودت تنهایی داری حلقه ی زردو میذاری تو پایه اش، کلی خوشحال شدم و تشویقت کردم



نوشته شده در 18 آبان


شیطونی های جوجوم
