کریسمس بهاری
عشقم، بهار قلبم
سوم دی ماه با هم رفتیم خانه کودک تماشا برای شرکت در جشن کریسمس.
البته هدف من بیشتر شادی و نشاط تو بود و اینکه بازی کنی و دوروبرت شلوغ باشه.
جشن ساعت 11 تا 1 بود و بابای خوب و مهربون ترتیب رفتن مارو داد.دستش درد نکنه



عشقم، بهار قلبم
سوم دی ماه با هم رفتیم خانه کودک تماشا برای شرکت در جشن کریسمس.
البته هدف من بیشتر شادی و نشاط تو بود و اینکه بازی کنی و دوروبرت شلوغ باشه.
جشن ساعت 11 تا 1 بود و بابای خوب و مهربون ترتیب رفتن مارو داد.دستش درد نکنه


همون اول که رسیدیم رفتی سراغ بازی





اول متوجه ببر زیر پات نبودی

ولی وقتی دیدیش دیگه حاضر نشدی بهش نزدیک بشی







از پشت پنجره قطار داری جشنو دید میزنی....

خداروشکر که خوشحالی و با کلی ناز و شوق و ذوق از این بازی میری سراغ اون بازی
ماشاالله مامانی

اینم وقت استراحت و پذیرایی که دختر گلم گشنه شده و داره به به میخوره....از پاستیل روی بیسکوییت شروع کردی نفس من...



جالا هم نوبت اسمارنیز روی بیسکوییته

با تعجب ایستادی داری آقایی که با ارگ آهنگ شاد میزنه تماشا میکنی...


کیک بابا نوئل...

دختر نازم دوس نداشت با بابا نوئل عکس بگیره آخه چرااااا عسل خانم!!؟؟

برا همین منم مجبور شدم باهاش وایستم


این عکسا رو هم با کلی ضرب و زور ازت گرفتم مادررررر!!!







و در پایان بالا رفتن از میز...



اینم حسن ختام برنامه و آخرین عکسا که به زور سرگرم کردنش ازش گرفتم


نوشته شده در جمعه 6 دی


کریسمس بهاری
