بهار بهار ، تا این لحظه: 14 سال و 3 روز سن داره

بهار مامانی

بهار و یسنا

پنجشنبه 19 دی ماه دوست عزیزم به همراه جوجو کوچولوش یسنا اومدن خونمون ...بهار جونی شما خیلی خوشحال و شاد بودی عززززیزززز دل مامی و به هممون خوش گذشت... یسنا خانوم هم با اینکه فقط شش ماه داره خیلی بلا بود و کلی بازیگوشی کرد که در ادامه میبینید... پنجشنبه 19 دی ماه دوست عزیزم به همراه جوجو کوچولوش، یسنا اومدن خونمون ...بهار جونی شما خیلی خوشحال و شاد بودی عزیزززز دل مامی و خداروشکر به هممون خوش گذشت... یسنا خانوم هم با اینکه فقط شش ماه داره خیلی بلا بود و کلی بازیگوشی کرد که در ادامه میبینید... بهار مامان،عاشق لیوان یسنا شده بودی و اصلا نمیذاشتیش زمین و مدام باهاش بازی میکردی الهی قربونت بشم مامان......
6 اسفند 1392

نمایشگاه بازی و اسباب بازی کودک و نوجوان

روز چهارشنبه 18 دی دختر گلمو بردم نمایشگاه اسباب بازی کودک و نوجوان که شهرداری تهران توی پارک گفتگو (اتوبان چمران) برگزار کرده بود. اول قرار بود با امیرسامو مامان جونیش بریم که متاسفانه نشد. کاش میومدن باهامون از خونه مامانی حاضر شدیمو رفتیم ...جز آخرش که دیگه خیلی خسته شده بودی و گریه کردی خیلی عالی بود و خوش گذشت و هم تو و هم من به نوعی استفاده کردیمو و لذت بردیم ... فقط از برگشت کلی خرید کرده بودیم ...تو هم بغلم بودی و کیفم هم سنگین بود، تا ماشین داغوووون شدم   روز چهارشنبه 18 دی دختر گلمو بردم نمایشگاه اسباب بازی کودک و نوجوان که شهرداری تهران توی پارک گفتگو (اتوبان چمران) برگزار کرده بود. ...
6 اسفند 1392

پلی هاوس تماشا با امیرسام خوشگل

 یکشنبه 15 دی ماه به اتفاق خاله نهال جون نی نی هامونو بردیم پلی هوس تماشا. خداروشکر که هم شما و هم امیرسام جون کلی بازی کردیدو شااااد شدید. دختر نازنین بر روی تردمیل...میخواد مانکن بشه ظاهرا دخترم!!!   عکس دونفره از جوجوها   دختر نازنین بر روی تردمیل...میخواد مانکن بشه ظاهرا دخترم!!!   امیرسام خوش اخلاق من جوجه های منو نهال جونی بهاری بر روی تردمیل...میخواد بپره پایین!!! لوازم آشپزخونه هم دوس داره گل مامان   عشق مامی عاشق این ریله!!!ماشینشو گذاشته کنار خودش میره و میاد...البته یکی دوبارم افتاد و گریه کرد!! دخترم خیلی مهمون نواز...
6 اسفند 1392

بهار نقاش

 این عکسا رو در تاریخ 14 دیماه 92 از بهار جوجو و نادر تپلو در حال نقاشی گرفتم... تا این روز بهار اینقدر علاقه به نقاشی نشون نداده بود و سابقه نداشت مدت طولانی یه جا بشینه و با دقت و علاقه نقاشی کنه مهدیس جون، مربیشون میگفت این بهاره که اینطور نشسته؟؟؟!!!! البته در این جلسه قرار بود با گواش یه مقوای دستمال توالت رو رنگ کنن برا تنه درخت....که در ادامه من و مامان نادر جونی کاردستی درست کردیم و جوجه هامون همه جا رو نقاشی کردن    این عکسا رو در تاریخ 14 دیماه 92 از بهار جوجو و نادر تپلو در حال نقاشی گرفتم... تا این روز بهار اینقدر علاقه به نقاشی نشون نداده بود و سابقه نداشت مدت طولانی یه...
6 اسفند 1392

تولد یکسالگی بهار

یکی از خاطرات زیبایی که بهار عزیزم با وجود پاک و نازنینش برای ما رقم زد جشن تولد یکسالگیشه. جشن تولد بهاری بنا به خواست بابای مهربونش با تم کفشدوزک تزیین شد و بهاری هم لباس خوشمل کفشدوزکی پوشید که خیلی بهش میومد ماشاالله. البته قرار بود تولد رو در روز پنجشنبه 25 مهر ، درست روز میلاد دختر دردونه بگیریم اما از اونجا که مامانی سفر بودن صبر کردیم تا فرداش 26 مهر که مامانی برگشتن جشن رو گرفتیم. چندتا از عکسای تولد شاد بهارو میذارم برا یادآوریه اون روز شیرین.     کارتهای دعوت و گیفت اهدایی به مهمونا به همراه یه عکس رو شاسی که همون شب از کفشدوزک یه سالمون گرفتیمو چاپ کردیم   اول...
4 اسفند 1392

تولد گل نازنین من در مهر 91 ...روزی که فرشته کوچولو زمینی شد

عزیزکم از اونجا که نتونستم از روز تولدت خاطراتمون رو در وبلاگت ثبت کنم تصمیم گرفتم کم کم خاطرات ماههای گذشته رو تا اونجایی که به خاطر دارم برات بنویسم. البته خداروشکر تقریبا از هر روز از سالی که گذشت، خاطرات مصور به صورت عکس و فیلم وجود داره که با کمک همون عکسا برای یادبود از اون روزهای شیرین برات مینویسم.   عزیزکم از اونجا که نتونستم از روز تولدت خاطراتمون رو در وبلاگت ثبت کنم تصمیم گرفتم کم کم خاطرات ماههای گذشته رو تا اونجایی که به خاطر دارم برات بنویسم. البته خداروشکر تقریبا از هر روز از سالی که گذشت، خاطرات مصور به صورت عکس و فیلم وجود داره که با کمک همون عکسا برای یادبود از اون روزهای شیرین برات مینویسم....
9 بهمن 1392

خانه کودک لنا و پلی هوس کافه خلاقیت

دختر نازنینم....خورشید خانم قشنگم...عشق مامان روز دوشنبه 17 آذر با امیر سام خوشگل مهربووون و مامان جونیش برا دومین بار رفتیم خانه کودک لنا که شما دوتا گوگولی بازی کنید. دختر نازنینم....خورشید خانم قشنگم...عشق مامان روز دوشنبه 17 آذر با امیر سام خوشگل مهربووون و مامان جونیش برا دومین بار رفتیم خانه کودک لنا که شما دوتا گوگولی بازی کنید. البته اونجا اجازه برای عکسبرداری نمیدن ولی ازونجا که هفته پیشش عکس نگرفتیم و خیلی به دلمون مونده بود چندتا عکس خوشگل از شما دوتا نانازی بگیریم خاله جونی دست به کار شد و واسه یادگاری این چندتا عکسو گرفت. یعنی چی آخه؟؟؟!!!   عزیزم ماشاالله خودتم آر...
13 دی 1392